حسن سيد اشرفى

498

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

« ذات له الكتابة بالقوّة » يا به صورت بالفعل بوده يعنى « ذات له الكتابة بالفعل » در عالم واقع از دو حال خارج نيست يا اين ذات ، واقعا مقيّد به وصف كتابت بالقوه يا بالفعل مىباشد كه قضيّهء « زيد كاتب » قضيّه ضروريّه موجبه مىشود . زيرا وقتى در عالم واقع ، ذات يعنى زيد ، مقيّد به وصف كتابت باشد قضيّه « زيد كاتب » در اصل چنين خواهد بود « زيد الكاتب بالقوة او بالفعل كاتب » يعنى « زيدى كه در واقع كاتب است بالقوّه يا بالفعل ، ضرورتا كاتب است » كه چنين حملى يعنى صدق كتابت براى زيد به نحو ضرورت بوده و قضيّهء « زيد كاتب » كه ممكنه بوده به قضيّهء ضروريّهء موجبه منقلب مىشود . و اگر ذات ، در عالم واقع مقيّد به كتابت بالفعل يا بالقوه نباشد باز هم قضيّهء ممكنه به قضيّه ضروريّه منقلب مىشود ، ولى به نحو سلبيّه . يعنى سلب صفت يعنى كتابت از زيد به نحو ضرورت خواهد بود . چرا كه قضيّهء « زيد كاتب » در اصل چنين مىشود : « زيد الغير الكتاب ليس بكاتب بالضرورة » يعنى زيدى كه كاتب نيست ، ضرورتا كاتب نمىباشد » . در اينجا نيز قضيّهء ممكنه به قضيّهء ضروريّه ولى به نحو سلبيّه منقلب شد . نهايتا اگر مصداق شىء را معتبر در مفهوم مشتقّ بدانيم قضيّهء ممكنه به قضيّهء ضروريّه منقلب مىشود يا به نحو ايجاب يا به نحو سلب . بنابراين ، حقّ با محقّق شريف مىباشد . 460 - نظر مصنّف نسبت به اشكال صاحب فصول بر جواب خودش به محقّق شريف در گزينش شقّ دوّم و پذيرش دعواى انقلاب محقّق چيست ؟ ( و لا يذهب عليك . . . الى الضروريّة ) ج : مىفرمايد : همان‌طور كه جواب صاحب فصول را نپذيرفتيم ، اشكالش را به جواب خودش نيز نمىپذيريم . زيرا هر قضيّهء ممكنه‌اى مثل « الانسان كاتب » به شرط ثبوت محمول بر موضوع ، ضرورى باشد مصحّح ضرورى شدن قضيّه به اين معنا كه گفته شود در قضيّهء « زيد كاتب » به شرط ثبوت كتابت براى زيد در عالم واقع ، زيد بالضرورة كاتب است پس اين قضيّه ضرورى است نمىباشد . و يا اگر گفته شود قضيّهء « زيد كاتب » به شرط عدم ثبوت كتابت براى زيد در عالم واقع ، سلب كتابت از زيد ضرورى بوده پس اين